<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دست نوشته های یک برنامه نویس :: سید علی موسوی &#187; کمک نکردن پولدار به موسسه خیریه</title>
	<atom:link href="http://www.sa-mousavi.com/tag/%da%a9%d9%85%da%a9-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%88%d8%b3%d8%b3%d9%87-%d8%ae%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sa-mousavi.com</link>
	<description>چیزهایی که وقتی یه نفر حال داشته باشه میاد می نویسه که بد نیست بخونیشون از بیکاری بهتره</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 Jun 2010 09:45:57 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>علت های منطقی کمک نکردن وکیل پولدار به موسسه خیریه</title>
		<link>http://www.sa-mousavi.com/%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%db%8c-%da%a9%d9%85%da%a9-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85/</link>
		<comments>http://www.sa-mousavi.com/%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%db%8c-%da%a9%d9%85%da%a9-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 05:32:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[وکیل]]></category>
		<category><![CDATA[وکیل پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[کمک نکردن پولدار به موسسه خیریه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sa-mousavi.com/?p=41</guid>
		<description><![CDATA[مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.</p>
<p>مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟</p>
<p>وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی داد؟</p>
<p>مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.</p>
<p>وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و  ۵  بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟</p>
<p>مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه. نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی…</p>
<p>وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟</p>
<p>مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم این همه گرفتاری دارید…</p>
<p>وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام، شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sa-mousavi.com/%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%db%8c-%da%a9%d9%85%da%a9-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
